قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4489

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء اربعين و سبعمائه از هجرت [ موافق سال هفتصد و سىام از رحلت خير البشر « 1 » ] چون امير شيخ حسن چوپانى شهزاده بيلغان را به در مرو بر تخت نشانيد و ساتى بيگ را به طريق مادر خود كه خواهىنخواهى به تيمورتاش دروغى داده بود ، به سليمان خان داد ، به عراق عجم آمده زمستان در سلطانيه بود و بهار در اوجان گذرانيد ؛ و امير پير حسين را به ولايت فارس فرستاد ؛ و پسران امير محمود شاه اينجو كه صاحب اختيار بودند استقبال نمودند ، و يك برادر سلطان بخت نام ملازم شد و شيرازيان به واسطهء حسن سلوك محمود شاهيان از ايشان به غايت راضى بودند ، چنان كه هرگاه سلطان بخت از خانهء امير پير حسين به خانهء خود مىرفت ، همراه او مىرفتند و بجز خواص امير پير حسين كسى نزد او نمىماند . و او را از اين معنى عبرت شده ، روزى از سرمستى ، بىموجبى ، سلطان بخت را به قتل آورد و به واسطهء اين حركت شيرازيان بر وى هجوم نموده خانه‌اش را غارت كردند ، به هزار حيله نيم جانى از شيراز بيرون برد و در اوجان به امير شيخ حسن پيوست . امير شيخ حسن بزرگ كه با پادشاه دست‌نشان خود لشكرهاى ديار عرب و ديار بكر و خوزستان را جمع كرده عزم رزم جزم نمود تا حدود بعقوبا « 2 » آمد و چوپانيان متوجه او شده در منزل اوباش هر دو لشكر به يكديگر رسيدند ، حرب در پيوست . امير [ پير ] حسين چوپانى در آن معركه مردانگىها كرده بر قلب بغداديان تاخت . از جرئت او جرئت لشكريان فزوده

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . شهرى بزرگ در نزديكى بغداد